سلام خداحافظ
امروز بعد از حدود 3 سال و نیم میخام از اینجا برم به چند دلیل که مهمترینش مشکلاتیه که با صاحبخونه پیدا کردم.
به زودی آدرس خونه جدید رو معرفی می کنم.
امیدوارم هیچ کسی اجاره نشین نباشه و صاحبخونه ها هم هوای اجاره نشین ها رو داشته باشن.
این هم لینک اولین روز اومدن به این خونه.
/* /*]]>*/
روز سما مبارک
تشکر از کسانیکه بهانهای فراهم کردند برای دور هم جمع شدن دوستان به مناسبت روز ملی سینما

الف- تبریک به آقای فتحی بهخاطر تدوبن جدید در نمایش عمومی فیلمش
ب- برخی کدهای فیلم پستچی سه بار در نمیزند:
1. یکی از ویژگیهای آثار فتحی – چه در سریالها و چه در این فیلم (اگر فیلم سینمایی ازدواج به سبک ایرانی را کنار بگذاریم) – نوع دیالوگی است که بهکار میبرد (دیالوگهایی دلنشین و متناسب با زمانهای که داستان در آن روایت می شود)؛ این خصیصه در این فیلم هم به چشم میخورد البته در برخی لحظات فیلم، دیالوگها تمام بار صحنه را بر عهده دارند – بخشهای ابتدایی گفتگوهای طبقه اول را بهخاطر آورید – که با اینکه با دیالوگهای دیگر طبقات/دورهها متناسب است اما ... . آنچه به عنوان دیالوگ، در طبقه اول شنیده میشود شاید به تنهایی دلنشین باشد اما در کنار هم قرار گرفتن این گفتگوها کمی از واقعیتهای صحبتهای روزمره دور است (این البته یک نظر شخصی است)!
2. فتحی در فیلمها و سریالهایش با استفاده از فضای تاریخی (سریالهای شب دهم، مدار صفر درجه و فیلم پستچی...) و پرداخت به لایههای اجتماعی (میوه ممنوعه و اشکها و لبخندها) به نمایش ویژگی جامعه ایرانی میپردازد. در اینم فیلم فتحی از تداخل زمانی استفاده میکند و در این همِزمانی، مخاطب را برخی ویژگیهای ایرانیها آشنا میکند. به عنوان نمونه یکی از ویژگیهای ثابت جامعه ایرانی فتحی در تمام طبقات/دورهها مردسالارانه بودن آن است. آن نعرههایی که مردان پس از متوجه شدن خیانت زنان خویش میکشند را به یاد آورید. این مردان بیآنکه بخواهند به نقش خود در این ماجرا بپردازند تنها در پی انتقاماند!
3. یکی از نکات مشهود در فیلم، دغدغه فیلمساز نسبت به جامعه زنان ایرانی است و نوع تلاش ایشان برای دستیافتن به حقوق خویش که در این سالهای تغییرکرده است. با کمی دقت میبینیم که زنان برای رسیدن به حق خود – خواه درست و به حق و خواه نادرست – : در طبقه 3 (اوایل به قدرت رسیدن رضاخان) علیه مرد طغیان میکند و به کمک ندیمه خود اقدام به کشتن مرد میکند، که نقشه با موفقیت به پایان نمیرسد. در طبقه 2 (زمان بعد از کودتای مرداد 32) از وی دزدی میکند که باز هم سرانجامی ندارد. در طبقه 1 هم زن در فریب ناپدری خویش با شکست مواجه میشود. حتما ً به نوع مقابله زنان با مردان در این طبقات/دورهها توجه داریم .
4. پسربچه طبقه سوم با مادر خود به عنوان مستخدم برای خانواده قجری کار میکنند. برخی شبها مادرش را تنها با شاهزاده قجری دیده – برای بادکش یا نازکش – حتی مادرش در شبی که خونین بر زمین افتاده با همین پیرمرد تنها بوده و او این همه را شبها و روزهای زیادی دیده. حال آینده او را پیشبینی کنیم!
5. در این طبقات/دورهها تناسبات قدرت، ثروت دچار تغییر می شود. عدهای ثروت دارند به واسطه قدرتشان (اوایل به قدرت رسیدن رضاخان)؛ عدهای قدرت دارند به واسطه ثروتشان (جامعه معاصر)
6. در همه طبقات/دورهها شاهد درگیری زنان و مردان هستیم که منجر به مرگ زنان در طبقات اول و دوم میشود، اما این تلخی مایه امیدی هم دارد و آن مسالمت دختر و پسر (نمایندگان جامعه معاصر) در پایان فیلم است.
7. این ساختمان 3 طبقه، تاریخ حدودا ً 100 ساله ایران را به نمایش میگذارد. در این ساختمان/جامعه ایرانی جعبه جواهراتی از گذشتگان به ارث رسیده که علیرغم تلاش برخی برای تصاحب این جعبه، به دست یک گروه باقی میماند!
8. نوع رابطهها در طبقات/دورههای مختلف: طبقه 3 زن و مردی که 35 سال زندگی مشترک دارند، البته زن برای این ازدواج راضی نبوده. طبقه 2 مردی که زنی را صیغه کرده و بعد متجه میشویم که قرار بوده او را به عقد خویش درآورد. طبقه 1 دختر و پسری که از روی عداوت و بدرفتاری ناپدری دختر و سپس درگیر شدن در این ماجرا با هم آشنا می شوند.
2. سحرگاهان میان سجده سبزت اگر بر خاطرت ردشد خیال من، دعایم کن...
a . مناسبترین راه برای دوری از عمق پناه بردن به ظواهر و خرافات است?!
سپاس
خورشید غروب کرده بود ... مرد از فرط خستگی و سرما بیرمق به زمین افتاد ... نیمه شب از شدت تشنگی در خواب نالید ... گل ساقهاش را خم کرد و قطرههای شبنم را در دهان مرد غلتاند ... علفهای سبز اطرافش رشد کردند تا گرمش کنند و خورشید صبحگاهی آنقدر بر بدنش تابید که گرمش کرد ... صبح که شد ... غلتید که بیدار شود .. با این کارش علفها را له کرد ... با دستش ساقه گل را شکست و تا چشمش به خورشید افتاد گفت : "ای لعنت به این خورشید! باز هم هوا گرم است..."
منبع: داستانکها



لینک مطلب